گاهی اوقات خیلی افسوس می خورم . همان وقتهایی که به تاریخ نگاه می کنم و یک تکرار رو در آن می بینم که دائما قربانی می گیرد و اکنون یکی دیگر…
دیروز بود که شنیدم یکی از زندانیان سیاسی رو به جرم عضویت در انجمن پادشاهی به اعدام محکوم کردند . خیلی سریع ذهنم به سمت انجمن برادری رفت . نام انجمن برادری رو در کتاب 1984 نوشته جورج اورول(نویسنده کتاب مزرعه حیوانات و برنده جایزه نوبل ادبیات) دیدم که در رابطه با وضعیت سیاسی شوروی پس از انقلاب نوشته بود . جالب اینکه خود جورج اورول هم پس از چاپ این دو کتاب در لیست سیاه محکوم به ترور شوروی سابق قرار گرفته بود .

. در کتاب 1984 که مثل کتاب مزرعه حیوانات او می توان شباهتهای زیادی در کشور ما با اوضاع آنروز کشور اورول پیدا کرد .وینستون شخصیت اصلی داستان در مورد انجمن برادری ، پلیس افکار ، جرایم فکری ، راهپیمایی ها دولتی ، انجمن جاسوسان و … در این کتاب صحبت می کنه که برای خواننده یافتن وجه تشابه بسیار آسان است .

جالب برای من تشابه اسمی بود که بین انجمن برادری و انجمن پادشاهی وجود داشت که انگار قرار نبود در تکرار تاریخ اسم آن نیز به طور کامل عوض شود .
انجمن برادری : این انجمن وسیله ای برای متهم و در نهایت اعدام کردن دیگران است . تمام جرایم فکری به عضویت در انجمن برادری ختم می شود و در نهایت برای وینستون نیز معلوم نمی شود که اصلا چنین انجمنی وجود دارد یا نه چون که هیچ نشانه ای از آن نمی بیند.
بخشهایی از این کتاب رو در ادامه میارم :
گلداشتاین خائن منحرفی بود که سالها قبل جزو رده های بالای حزب و تقریبا هم رده با برادر بزرگ بود . ولی بعدها ناپدید گشته بود .
او نخستین خیانتکار و اولین کسی بود که به یکپارچگی و وحدت حزب آسیب رسانده بود . او به برادر بزرگ ناسزا می گفت ، دیکتاتوری حزب را محکوم می کرد ، دم از آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ، آزادی اجتماعات و آزادی اندیشه می زد و دیوانه وار فریاد می کشید به انقلاب خیانت شده است .
روزی نبود که پلیس افکار چند جاسوس و خرابکار مزدور او را دستگیر نکند . او فرمانده یک ارتش بزرگ و اسرار آمیز بود ، شبکه ای مخفیانه از توطئه گرانی که هدفشان سرنگونی دولت بود . از قرار معلوم نام این شبکه انجمن برادری بود .
حزب سه شعار داشت :
- جنگ صلح است
- آزادی بردگی است
- نادانی توانایی است
دستگیری ها شبانه انجام می شد . یک تکان ناگهانی که آدم را از خواب می پراند ، دست خشنی که شانه آدم را تکان می داد ، نوری که در چشم می تابید و چهره های خشنی که اطراف تختخواب حلقه زده بودند .در بیشتر موارد نه گزارشی درباره دستگیری و نه دادگاهی وجود داشت .فقط افراد ناپدید می شدند .
اگر امیدی وجود داشته باشد به طبقه کارگر است .آنها تا به آگاهی نرسند طغیان نخواهند کرد و تا وقتی طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید .
دوران تصفیه گسترده از دهه 60 آغاز شد که طی آن رهبران اصلی انقلاب یکباره برای همیشه کنار گذاشته شدند . تا سال 1970 به جز برادر بزرگ همه از بین رفتند و هیچ یک از آنها باقی نماند . همگی به خیانت و ضد انقلابی گری متهم شده بودند .جونز ، آرونسن و رادرفورد از جمله ناپدید شدگان بودند که آنها هم در سال 1365 دستگیر شدند ، طبق معمول برای یک سال و اندی هیچ خبری از آنها نبود به طوری که هیچ کس نمی دانست مرده اند یا زنده . سپس به طور ناگهانی سر و کله شان پیدا شد تا به روش همیشگی به جرایم خود اعتراف کنند .
این کتاب با چند ترجمه تو بازار هست و علاوه بر اون لینک ترجمه فارسی اون رو هم برای شما گذاشتم : لینک دانلود کتاب 1984 به زبان فارسی
این مقاله هم برای آشنایی با کتاب مناسب هست
این نوشته هم اطلاعات خوبی درباره نویسنده و خود کتاب داره